حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

84

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

24 . دوست و استاد من ابليس و فرعون است ، و ابليس را به آتش بترسانيد ، اما از ادعاى خود بازنگشت . و فرعون را در دريا غرق كرده از ادعاى خود بازنگشت ، و هرگز كسى را براى رسيدن به او واسطه ( شفيع ) قرار نداد ولى گفت : « آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ « 1 » آيا نديدى كه خداوند دربارهء او به جبرئيل اعتراض كرد . « چرا دهانش را پر از شن كردى ؟ » 25 . و من اگر كشته شوم و دست و پايم را ببرند ، از ادعاى خود دست برندارم . 26 . نام ابليس از عزازيل مشتق شده است : « عين » عزازيل به معناى كمال مطلوبش و « ز » به معناى زياده‌خواهى اوست . و « الف » عقيده‌اش درباره عشق و محبت است . و « زاى » دوم به معناى دست كشيدن از مقام و منزلت او بود . و « يا » يعنى اينكه به دانش پيشين خود متوسل مىشد . و « لام » به معناى اعتراض وى به آزمايش سخت او بود . 27 . پروردگار به او گفت : « اى پست چرا سجده نمىكنى ؟ » گفت : من عاشقم و عاشق خوار و ذليل است . تو به من گويى : « مهين » ( خوار و ذليل ) و من در كتاب مبين ( قرآن ) خواندم كه هيچ قدرتمندى نمىتواند بر ضد من كارى انجام دهد . چگونه خوار شوم ، در حالى كه « خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ » « 2 » اين دو ضد يكديگرند و باهم توافق ندارند . من در خدمت به او [ خدا ] مقدم‌تر ، و در فضل بزرگتر ، و در دانايى داناتر و در عمر كامل‌تر هستم . 28 . پروردگار به او گفت : « حق انتخاب و گزينش از آن من است و نه از تو . » ابليس گفت : همه گزينشها و انتخاب من ، از آن توست . اى آفريدگار براى من هم ، تو انتخاب كردى . اگر مرا از سجده بر او بازداشتى ، چون تو نفوذناپذير و دست‌نايافتنى هستى . اگر در اين گفته خطا كردم ، مرا از خود مران تو شنوايى . و اگر بخواهى كه او را سجده كنم من فرمانبردار هستم . در ميان دانايان كسى را نمىشناسم كه آگاه‌تر از من نسبت به تو باشد . 29 . و گفت : مرا سرزنش مكن چون سرزنش از من دور است سرور من ، بر من منت گذار كه من تنهايم

--> ( 1 ) . يونس ، آيه 90 ؛ ايمان آوردم كه هيچ خداوندى جز آن‌كه بنى اسرائيل بدان ايمان آورده‌اند ، نيست . ( 2 ) . اعراف ، آيه 12 ؛ من از آتش آفريده شدم و او را از خاك آفريدى .